X
تبلیغات
Iran&World - غذاها وآداب ورسوم آذربایجان شرقی

Iran&World

جغرافیای ایران وجهان

غذاها وآداب ورسوم آذربایجان شرقی

 استان آذربايجان شرقی يكی ازمناطق مهم ايران درزمينه غذاهای سنتی و محلی است. مردم اين استان به كيفيت خوراك و تزيينات آن اهميت زيادی قايل هستند. تقريبا همه انواع خوراك ها در اين استان تهيه و طبخ می شود ولی برخی از آن ها خاص خود مردم استان است كه درهمه شهرها، بخش ها و دهستان ها تهيه شده و طرز استفاده آن از اين خطه به نقاط ديگر ايران رفته است. كباب تبريزي، كوفته تبريزي، مرغ شكم پر، دلمه بادمجان، پيچاق قيمه، تركی پلو، انواع دلمه، انواع كوكو، رشته پلو قيسي، اماج بايلدي، خورش هويچ، شيرپلو، باسترپلو، كوكوماهي، خشيل، انواع آش ها و سوپ ها، انواع شيرينی های محلي، انواع ترشی های محلي، انواع سالادها از قبيل سالاد فلفل سبز، انواع مرباها از قبيل مربای گل، هويچ، آلبالو، بالنگ، ليمو، موز، پوست پسته و... برخی از مهم ترين غذاهای استان آذربايجان شرقی هستند.
اهالی آذربايجان شرقی علاقه خاصی به تهيه انواع مرباها و شربت ها دارند. هم چنين انواع ترشی ها چون: ليته، ترشی انبه و ترشی مخلوط با غذاهای مختلف دراين منطقه استفاده می شود كه دليل اصلی مصرف اين چاشنی ها پرحجم بودن غالب غذاهای اين استان است. خوراك استان آذربايجان شرقی يكی از مهم ترين و معروف ترين خوراك های سراسر ايران است و گردشگران معمولا شيرينی ها و نان های محلی اين استان را به يادگار و سوغات برای نزديكان خود می برند. مصرف انواع تنقلات چون: آجيل و انواع ميوه‌های خشك در بين وعده های غذايی در اين استان رايج است و مصرف مربا و انواع شيرينی ها به عنوان دسر نيز پس از خوردن غذا اهميت دارد. به طوركلی مصرف زياد گوشت، نان و برنج درهمه غذاهای مردم آذربايجان شرقی ديده می شود و خوش مزه بودن غذاها به همراه تزيين زيبای آن ها از جمله جاذبه های غذايی استان آذربايجان شرقی به شمار می روند.
آذربايجان شرقی نيز هم چون ديگر نقاط ايران دارای جشن های متعدد مذهبی و باستانی است و هر يك از اين جشن ها را با آداب و رسوم خاص مردمان خود برگزارمی كند. جشن های مذهبی دراين ديار از اهميت بسيار زيادی برخوردارهستند و آداب و رسوم حاكم بر آن ها درهمان چارچوب برگزاری اين مراسم ها درسراسر كشور است. جشن های بزرگ مذهبی دراستان آذربايجان شرقی شامل: جشن ميلاد حضرت محمد (ص)، جشن ميلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)، جشن ميلاد حضرت على (ع)( روز پدر) جشن های بزرگ نيمه شعبان روز ميلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم های آغاز ماه مبارك رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيد قربان، جشن بزرگ غدير خم و تعيين حضرت علی (ع) به جانشينی حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن های مذهبی مهم استان آذربايجان شرقی به شمار می آيد.
علاوه بر جشن های ياد شده برخی از مراسم های ايرانيان هم چون جشن های بزرگ نوروز در اين استان دارای اهميت و آداب خاص خود است. تدارك رسيدن نوروز دراين استان نيز ازاوايل اسفند ماه با خانه تكانى آغاز مى شود. تميز كردن و شستن تمام وسايل و سفيد كردن خانه ها، نشان از تغييری اساسى دارد و حاكی از آماده شدن برای سال نو است. گذشته از خانه تكانى دراستان آذربايجان شرقی مراسم های ديگری چون: سمنوپزى، درست كردن سبزه، گرفتن مراسم چهارشنبه سوري، تدارك ديدن هديه برای نزديكان و دوستان دراين منطقه رواج دارد. سمنو غذايى مقدس است كه وقت پختن آن زنان بدون وضو حضور نمى يابند و اعتقادات خاصی در زمينه آن دارند از جمله اين كه پس از پختن سمنو؛ آن را يك شب مى گذارند بماند تا حضرت فاطمه (س) نقش پنجه خود را بر آن اندازد و سمنو را متبرك كند.
مراسم های چهارشنبه سوری يكی از مهم ترين و زيباترين مراسم های اهالی استان آذربايجان شرقی است. گفته می شود چهارآتش افروزى در چهار چهارشنبه متوالی اسفندماه به عدد رمزى چهار اشاره دارد. فيثاغورس عدد چهار را اصل و ريشه طبيعت جاودان مى داند. چهارجهت اصلى، چهار طبع انسانى، چهار عنصر حيات نشان از وجهى مهم و مثبت دارند كه اگر چه به تدريج شكل گرفته، اما امر واحدى است.
بنابراين عدد چهاردر اين آيين، حكايت از چهار وجه طبيعت دارد كه به تدريج عنصرى واحد يعنی طبيعت، سال، مكان يا هر پديده چهاروجهى را مى سازند. به اين ترتيب كه اولين چهارشنبه منسوب به باد است و در آن نيز باد مى آيد. دومين خاك، سومين آتش و سرانجام آب كه دراين زمان از يخ بستن خاك كاسته مى شود و زمين نفس مى كشد. صبح آخرين چهارشنبه سورى مردم آذربايجان شرقی بر سر آب رفته و از روى آن مى پرند و مى خوانند:
آتيل ماتيل چرشنبه بخيتم آچيل چرشنبه (عاطل و باطل شود چهارشنبه ) (بختم باز شود چهارشنبه )
اگر آب را نماد بارورى بدانيم، آخرين چهارشنبه اسفند با بارورى طبيعت همراه است. در روستاهای اين استان معتقدند كه چهارشنبه آخرسال، )چرشنبه خاتون) است. به همين دليل زنان بالاى اجاق خوراك پزى با آرد شكل زنى زيبا را مى كشند و زيرآن يك آينه و شانه مى گذارند تا وقتى چهارشنبه خاتون آمد سرش را شانه بزند. چهارشنبه خاتون تاكيدى بر بارور شدن زمين در آخرين روزهاى اسفند است.
در ميان مردم آذربايجان شرقى، هر يك ازچهارشنبه ها نامى دارند. مفصل ترين مراسم متعلق به آخرين چهارشنبه سورى است كه در آن شب حتماً برنج سفيد پخته و به همراه آجيل و شيرينى بر سفره مى گذارند. پسران جوان يا نوجوان شالى برداشته و از سوراخ بالاى بام خانه كه عمدتاً براى تعويض هوا و خارج شدن دود تنور تعبيه شده، شال خود را پايين مى اندازد. صاحب خانه نيز به فراخور حال خود، مقدارى آجيل، شيرينى، يا تخم مرغ درگوشه شال مى بندد تا پسر آن را بالا بكشد. چنان چه پسر، خواهان دخترخانواده باشد، شال را بالا نمى كشد. چنان چه خانواده دختر راضى باشد، نشانه اى از دختررا به شال می بندند.
رسم شال اندازى در بيش تر نقاط آذربايحان رايج بود و هنوز هم در بعضى از روستاها انجام مى شود. صبح آخرين چهارشنبه زنان بر سر رودخانه يا چشمه رفته كوزه ها را پر از آب مى كنند. آن ها خود زودتر از همه از روی آب می پرند، گاه دام ها را برای گذشتن از آب به سرچشمه يا رود می برند. ازآبی كه از آن جا آورده شده، برای خمير كردن، روشن كردن سماور و پختن غدا استفاده می شود. از جمله مراسم ديگری كه دراين روز معمول است، فرستادن خوانچه ای ازميوه و شيرينی برای عروس خانواده است. (در شب چله نيز خوانچه ای نظير همين فرستاده می شود)
خوردن هفت دانه روغنی، شيرينی يا غله نيز از مراسم رايج مربوط به چهارشنبه سوری در آذربايجان شرقی است. درست كردن هفت نوع خوراكی شيرين (هفت لون) دراين روز معمول است. در بعضی نقاط، شيرينی گلابيه، گردو، بادام، پسته، ميوه، سيب، پرتقال و نخود و كشمش تركيب هفت لون را تشكيل مى دهند. دو رسم جالب در آخرين چهارشنبه سال در آذربايجان شرقی ديده شده كه حاوی نكات رمزی و نمادين بسيار است. در روستای قوريجان، زنان داخل پوست گردو، شمع روشنی مى گذارند و آن را روی آب به صورت شناور رها مى كنند. درهمان حال پسرانی كه نيت كرده اند، به امید برآورده شدن نیت خود صبح زود در آب شنا می كنند.
دومين رسم در ميان عشاير كليبر ديده می شود. آن ها درچهارشنبه سوری، صبح زود در دو نقطه مقابل يک ديگر با فاصله اى نه چندان زياد از يک ديگر، آتش بزرگی برمی افروزند و دام هايشان را از ميان دو آتش عبور می دهند و پس از آن از آبی كه از نهر آورده اند به حيوان ها می دهند.
در استان آذربايجان شرقی نوروزی خوانی مرسوم است و بيش ترين نوروزخوانى ها به ساياچی ها اختصاص داشته است. آن ها درگشت و گذار خود از روستايى به روستايى ديگر و از شهرى به شهرى با خواندن اشعاری مژده آمدن بهار را مى دهند.
تدارك سفره هفت سين، آب چهل ياسين، دادن و گرفتن هديه و مراسم های ديد و بازديد از ديگر مراسم های ويژه نوروز دراستان آذربايجان شرقی است. درتمام مراسم های ويژه نوروز دو نماد سبزه و آب حضور دارند كه با نشانه هاى ديگر به ويژه نشانه هاى مذهبى تكميل مى شوند.
درگذشته كه كشاورزی اساس اقتصاد منطقه را تشكيل می داد؛ در سفره های نوروزی استان؛ خوراكى هايى چون ماست دست نزده، برنج سفيد پخته (گاه خام)، گوشت و... ديده می شد كه نشان از بركت و آرزوی محصول خوب بوده است. در كناراين غذاها، نمادهايى مانند آينه، تخم مرغ، سمنو، سبزه، شيرينى و آب چهل ياسين نيز می گذاشتند كه تركيبی از بركت و باروری بوده است. امروزه در برخی نقاط اين استان مراسم های ياد شده هم چنان رعايت می شوند. در بعضى از مناطق آذربايجان شرقى، مردم كاسه يا كوزه اى آب را برداشته و نزد روحانى محل می برند و اين روحانى سوره ياسين را چهل بار بر آن آب مى خواند و داخل آب فوت مى كند كه به آن آب چهل ياسين می گويند. مردم؛ اين آب را متبرك دانسته و آن را برگوشه و كنار خانه، به ويژه بر دام ها و محصولات مى ريزند و به كودكان مى دهند و اعتقاد دارند اين آب بركت و بارورى را زياد مى كند، شفابخش است و ازازدياد جانوران اهريمنى مانند مار و عقرب نيز جلوگيرى مى كند. گاه در اين آب زعفران مى ريزند و به صورت شربت درمی آورند كه دراين صورت هر يك از افراد خانواده ليوانى از آن را مى خورند. از بيست روز مانده به عيد، غلاتى مانند گندم، جو يا بعضى از حبوبات را سبز مى كنند و بر سر سفره غله سبز شده را قرار مى دهند. بعد از تحويل سال، كوچك ترها به ديدن بزرگ ترها مى روند، عيد مباركى مى كنند و هديه مى گيرند. ديد و بازديدها تا روز سيزدهم فروردين به طول مى انجامد. در روز آخر همه با هم به دشت و صحرا مى روند و به جشن و شادى مى پردازند سبزه های خود را به آب روان می سپارند و آرزومندان سبزه های صحرا را گره می زنند.
دربرگزاری آيين هاى نوروزى مردم استان آذربايجان شرقي؛ درگذشتگان جاى خود را دارند و از اهميت زيادی برخوردارهستند. مردم پس از تحويل سال، نخست به گورستان مى روند و سپس به ديدن كسانى مى روند كه به تازه گی عزيزى را از دست داده اند و عزادارند. چند روز پس ازعيد؛ خوانچه هاى عيديانه آماده مى شود در هرخوانچه؛ زيورآلات طلا، پارچه، كفش، جوراب، شيرينى، برنج خام و ... قرار دارد. اين خوانچه ها، براى دختر خانواده كه به تازه گى به خانه شوهر رفته و نيز براى عروس خانواده كه هنوز به خانه شوهرش نيامده، فرستاده مى شود. هم چنين مرسوم است كه كودكان صبح روز عيد، كيسه كوچكى در دست بگيرند و برای بازديد به خانه هاى اقوام و آشنايان بروند. صاحب خانه ها نيز چيزهايى از قبيل تخم مرغ رنگ كرده، گردو، شيرينى، جوراب و گاه پول نو از لای قرآن به آن ها مى دهند. در روستاها معمولا" كودكان به درب خانه تمام اهالى مى روند و عيدى می گيرند و به همين لحاظ همواره شادمان و خوشحال هستند.
مراسم شب چله نيز دراستان آذربايجان شرقی يكی ديگر از جشن های رايج و كهن است. شب چله طولانى ترين شب سال محسوب مى شود و مراسم مربوط به آن نوعى شب نشينى فاميلى و دوستانه است. دراين شب نشينى انواع خوراكى های زمستانى يعنی خشك بار و شيرينى خورده می شود. خوردن ميوه های بهاره و تابستانى كه به ترفندهاى مختلف تا اولين شب زمستان نگه دارى شده اند، به نوعى اصرار بر وجود بهار و تابستان گرم و پربركت است. پختن برنج سفيد نيز در شب چله بزرگ يا يلدا نوعى جادوى سفيد براى سفيد روزى و نيك بختى در زمستان سرد به شمار می رود. بيش ترين مراسم زمستانى به چله كوچك مربوط مى شود كه سخت ترين و سردترين روزهاى زمستان را در برمی گيرد. در بيش تر روستاها و گاه مناطق شهرى آذربايجان شرقى، آيين هاى مشتركى در اين خصوص وجود دارد. برافروختن آتش بر پشت بام ها و گاه تيراندازى يا سرو صدا كردن معمول ترين و رايج ترين آداب مربوط به چله كوچك است. گمان عامه براين است كه با افروختن آتش و سروصدا، پيرزن سرما يا قارى ننه، ترسيده و فرار مى كند. مراسم های ياد شده درتمام مناطق استان آذربايجان شرقی اجرا می شوند ولی ممكن است هر يك از روستاها و شهرها با توجه به اصالت و ريشه وجودی خود؛ قسمتی از مراسم های ياد شده را زياد يا كم كنند.

 عشاير كه شيوه معيشت و آداب و رسوم خاص خود را دارند در ايران يكی از جذاب ترين شيوه های زندگی اجتماعی به شمار می آيند. استان آذربايجان شرقی از ايل ها و عشاير متعددی برخوردار است كه مهم ترين و منسجم ترين آن ها ايل های شاهسون و ارسباران هستند كه درمناطق گوناگون استان پراكنده شده اند. ايل شاهسون ازمهم ترين و معروف ترين ايل های استان آذربايجان شرقی به شمار می رود كه دارای پيشينه تاريخی زيادی بوده و از ويژگی های خاص اجتماعي- فرهنگی برخوردار است.
درباره وجه تسميه نام و پيشينه تاريخی اين ايل بايستی گفت: هنگامی كه سرزمين ايران دچار هرج و مرج و آشوب بود و هركدام ازامرای تيموری و آق قويونلو و ديگر حكام محلی گوشه ای از اين سرزمين را محل حكومت خود كرده بودند؛ اسماعيل ميرزا كه بعدها به شاه اسماعيل معروف شد، توانست با سركوب آق قويونلوها (كه يكی از قبايل با نفوذ حاكم برايران بودند) در سال 907 هجری قمري، بنيان حكومتی خود را به مدت دو و نيم قرن استوار سازد. افرادی كه شاه اسماعيل را دراين جنگ ها ياری می كردند، درتاريخ به نام قزلباش ها شهرت يافتند و شامل 32 قبيله مختلف بودند كه شاه اسماعيل آن ها را در زمره نجبا در آورد و به ايشان عمامه خاصی داد كه 12 ترك داشت و ميان آن كلاه سرخی مانند فينه می گذاشتند و به همين لحاظ به قزلباش ها معروف شدند. درسال های 991 تا 994 هجری قمری سلطان محمد خدابنده به منظور جلب حمايت عليه ازبكان و عثمانی ها تصميم گرفت افراد غير نظامی را با رضايت خود به خدمت نظام درآورد كه اين عمل او به شاه سون (يعنی دوست داران شاه شدن) معروف شد. درسال 998 هجری قمری افراد قزلباش عليه نماينده شاه؛ سربه شورش برداشتند كه ازاين رو شاه اسماعيل نسبت به قدرت آنان بدبين شد و گروه ديگری با نام شاهسون را برای درهم شكستن قدرت آن ها بسيج كرد.
بنابراين شاهسون ها (دوست داران شاه) به گروهی اطلاق می شدند كه از سوی شاه عباس تشكيل يافته بود تا جای قبايل ترك را كه از سلسله صفوی پشتيبانی كرده بودند، بگيرند.
شاهسون ها از آداب و رسوم سنتی و قوی برخوردارند، هرچند كه از گذشته های دور از حوادث و خطرات دور نمانده و تحولات زمان برآن ها بی تاثير نبوده است. براساس قرارداد تركمن چای كه طی آن قسمتی از مرزهای شمالی ايران به روس ها واگذارشد، قسمت بزرگی از منطقه قشلاقی شاهسون ها ازبين رفت.
منطقه تابستانی (ييلاقی) شاهسون ها را ارتفاعات اهر، مشگين شهر و اطراف آن تشكيل می دهد و منطقه قشلاقی آن ها را بخش های خاوری جلگه كم عمق مغان (كه در حدود 150 كيلومتر از منطقه سردسير فاصله دارد و نزديك رود ارس است) تشكيل داده است. منطقه ييلاق و قشلاق طايفه های شاهسون كاملا مشخص است. هنگام كوچ ابتدا از قيشلاخ (گويش محلی قشلاق) يا منطقه زمستانی به يازلاخ يا منطقه بهاره و سپس به ييلاخ (گويش محلی ييلاق) منطقه تابستانی می روند. درمراجعت پيش از استقرار در قشلاق، در محلی پاييزه كه همان اردوگاه های پيرامون قشلاق هستند، توقف می كنند. جايگاه تابستانی شاهسون ها؛ شامل 4 تا 5 آلاچيق است كه در حد فاصل 100 متری درچراگاه برپا می شود.
قدمت تاريخی شاهسون ها سبب شده آداب و رسوم و شيوه های معيشت آن ها برای افراد عادی جذاب و ديدنی باشد، چنان كه بازديد از زندگی عشاير شاهسون يكی از پرطرف دارترين برنامه های گردشگری ناحيه آذربايجان شرقی و اردبيل به شمار می آيد. ايل شاهسون از طايفه، تيره، كويك و هر كويك از چند اوبه و اوبه ها از تعدادی خانواده تشكيل شده است. در راس هر طايفه؛ ايل بيگی از سوی دولت مركزی برای حفظ نظم و وصول ماليات انتخاب می شد ولی اداره طايفه برعهده بيگ بوده كه از طرف ايل بيگی گمارده می شد.
ايل شاهسون دراستان های اردبيل و آذربايجان شرقی زندگی می كنند و برخی از آن ها در طی ساليان گذشته يك جا نشين شده اند. شاهسون ها از سجايای اخلاقی خوبی برخوردار هستند و در تيراندازی و شكار و ميهن پرستی شهرت دارند. آن ها به زبان آذری صحبت می كنند و شيعه مذهب هستند. برپايی جشن ها و آيين های اسلامی و ايرانی از مهم ترين آداب و رسوم آن ها به شمار می آيد كه به شكل های خاصی و با رعايت اصول ايل انجام می شود و برای گردشگران بسيار جذاب، ديدنی و شنيدنی است.
شاهسون ها جشن های خود را درميدان برگزار می كنند و درعيد های مذهبی از جمله عيد قربان و عيد فطر پس از نماز عيد به ديد و بازديد يك ديگر می روند. مراسم ها و آداب ازدواج درميان اين ايل ازاهميت زيادی برخورداراست. وقتی پسری خواهان دختری است دو نفر از ريش سفيدان ايل را به چادر پدر دختر می فرستد و آن ها در صورت توافق عهد و پيمان می بندند و خيلی به آن اهميت می دهند. پس از خواستگاري؛ خانواده داماد برای عروس هدايايی از قبيل: روسري، گردن بند، آينه، پارچه و شيرينی می برند. چند روزمانده به تاريخ عروسی از مهمانان دعوت به شركت در مراسم می شود. مهمانان هدايايی به همراه می آورند و به محض نزديك شدن مهمانان؛ داماد و همراهان وی به اتفاق نوازندگان سازهای محلی به استقبال آن ها می روند. مهمانان شام را در چادر خانواده داماد می خورند و مبلغی به آشپز و آبدارچی هديه می كنند. اين مراسم چند روز ادامه دارد و در روز آخر مهمانان به خانه عروس رفته و عروس را همراه خود به چادر داماد می آورند. زمانی كه عروس قصد خروج ازمنزل پدر را دارد، يكی از افراد خانواده او كمربند زيبای طلايی به كمر او می بندد، سپس عروس با آينه و جهيزيه خود به سمت خانه داماد حركت می كند. هنگامی كه عروس به چادر داماد نزديك شد، داماد سيب سرخ يا دسته گلی به طرف او پرتاب می كند كه دراين موقع سواركاران هر يك به نوبه خود به نمايش های محلی می پردازند.
لباس های محلی ايل شاهسون يكی از مهم ترين جاذبه های فرهنگی اين ايل به شمار می آيند. مردان ايل شاهسون پوشاك اختصاصی ندارند، كت و شلوار و كلاه آنان معروف به كپيkepi يا كلاه ترك داری كه نظير كلاه مردان گيلان است؛ تشكيل دهنده ی پوشاك مردان شاهسونی است.
لباس بانوان ايل شاهسون هريك ياد آور گوشه ای از پوشش مردم ساير مناطق ايران زمين است. روسری بانوان را چارقد گلداری تشكيل می دهد كه با يك كلاغی بسته می شود. پيراهن زنان ايل شاهسون از رنگ های متنوع و شاد تشكيل شده و بلند است. تنبان؛ شليته ای است كه می پوشند و شبيه تنبان های بانوان گيلان، بختياری و قشقايی است. جليقه زنان شاهسون را پارچه های دوخته شده بدون آستين تشكيل می دهد كه روی آن ها سكه های طلا و نقره دوخته شده است و تعداد سكه ها نشان دهنده ميزان ثروت خانواده است.
شاهسون ها در چادرهای نيم كره ای شكلی زندگی می كنند كه آن ها را آلاچيق، و برخی را كومه می نامند. كومه معمولا ازآلاچيق كوچك تر است و از جنس خشن بافته می شود ولی آلاچيق با ظرافت ومهارت بافته می شود و دوام آن ها از كومه بيش تر است. فضای داخلی كومه ها به طور معمول 5 متر است. آلاچيق اصلی عموما از نمد سفيد و با ظرافت است اين نمدها با طرح های رنگی در جلو و طرفين تزييين يافته و سر درب ورودی ها منگوله هايی آويزان است.
نمدهای اين چادر به علت باران و گرد و خاك و دود داخل به تدريج قهوه ای و سرانجام سياه می شوند. چاتماcatma نيز نوع ديگری از چادرهای عشاير شاهسون است كه در توقف گاه های موقت برپا می شود.
شاهسون ها يكی از بزرگ ترين دام داران و كشاورزان ناحيه آذربايجان شرقی و اردبيل هستند. زندگی آن ها تا حدود زيادی به دام وابسته است و وجود فرآورده های دامی سبب شده است كه صنايع دستی در ميان اين ايل اهميت زيادی داشته باشد. انواع گليم، جاجيم، خورجين و جل اسب ازمهم ترين صنايع دستی عشاير شاهسون به شمار می آيد. مهم ترين بافته شاهسون ها گليم های سوزن دوزی و ظريف معروف به سوماك است كه درزبان محلی آن را ورنی بافی می گويند. ورنی بافی مهم ترين و زيباترين صنايع دستی اين ايل است كه طرح های پيچيده آن را با دستگاه های عمودی يا افقی به صورت تكه های دراز و باريك به طول 3 متر می بافند و سطح آن ها را با نقش های پيچيده، سوزن دوزی می كنند. معمول ترين و معروف ترين طرح اين گليم ها كشتی نوح نام دارد كه به شكل سوزن دوزی با طرح كشتی است و در وسط آن درخت و اطراف آن پرندگان و جانوران ديده می شوند. مفرش نوعی صنايع دستی روستايی و عشايری است كه در منازل روستايی برای نگه داری رخت خواب و لوازم خواب از آن استفاده می شود و در كوچ ايلات وعشاير نيز مفرش وسيله بسيار مناسبی برای حمل وسايل مختلف به شمار می‌آيد. مفرش به شكل مكعب مستطيل است و در اندازه‌های مختلف به هم دوخته می ‌شود و نقش و نگارهای زيبا و دل‌انگيزی دارد.
جل اسب های ايل شاهسون هم از لحاظ سبك خاص تصوير حيوانات و پرندگان و هم از لحاظ رنگ پردازي، از بهترين رواسبی های ايران به شمار می روند. خورجين برای حمل اشيا و وسايل دستی مورد استفاده قرار می ‌گيرد و با نقوش خاص و زيبايی بافته می شود. علاوه بر خورجين، برخی ديگر از لوازم مورد نياز عشاير مانند بزک شتر و نوار مخصوص چادر به همين شيوه بافته می شود.

كوچ نشينان ارسباران در منطقه زيبای ارسباران در ناحيه كوهستانی و جلگه ای به سر می برند و قلمرو عمده آن ها در بخش باختری دشت مغان در پيرامون شهرستان اهر است. نام اين ايل از منطقه سكونت آن ها بين سرزمين ارسباران و قره داغ گرفته شده است. سابقه تاريخی اين ايل نيز شباهت زيادی به تاريخ شاهسون ها دارد. منطقه تابستانی ييلاقی ايل ارسباران را كوه های اطراف ارسباران و سبلان تشكيل می دهد. منطقه زمستانی (قشلاقي) ايل ارسباران را نيز جنوب دشت مغان و اطراف رود قره سو و كنار رود ارس در منطقه خدا افرين تشكيل می دهد. كوچ نشينان ارسباران همانند شاهسون ها از طايفه، تيره، كويك، اوبه و خانواد تشكيل شده است. جشن ها و آيين های اين ايل شباهت بسيار زيادی به مراسم ها و آيين های ايل شاهسون دارد. به طور كلی شيوه معيشت، لباس ها، موسيقي، جشن ها و آداب و رسوم خاص عشاير آذربايجان شرقی سبب شده بازديد از زندگی عشاير شاهسون و ارسباران درآذربايجان شرقی يكی از مهم ترين و جذاب ترين برنامه های گردشگران اين خطه به شمار آيد.

آذربايجان شرقی به سبب ويژگی های جغرافيايی و توپوگرافيكی، دارای پستی و بلندی های طبيعی فراوان و چشم گيری است كه وجود كوهستان های كم نظير، رودخانه های خروشان، چشمه های آب معدنی و دره های سرسبز و فرح بخش از مشخصات بارز آن است. سهند كه ملقب به عروس كوهستان های ايران است، دراين استان قرار گرفته و در فصل های مختلف جاذبه ها و چشم اندازهای خاص كوهستانی را به نمايش می گذارد. منطقه كوهستانی سهند، پوشيده از گياه، چمن، گل و مرتع بوده و در بهاران به گلزار بی نظير و بی همتايی تبديل می شود. مراتع سهند بهترين مكان برای ايلات و عشاير جنوب آذربايجان و منطقه بناب و مياندوآب و مهاباد به شمارمی آيد. لبنيات و پنير ليقوان و عسل مرغوب در تمام روستاهای تابعه سهند و سهندآباد، محصول وجود گياهان معطر و آب و هوای كم نظير و ييلاقی سهند است. در بهار و تابستان، بيش تر دره ها و دشت های استان مورد استفاده گردشگری و تفريحی قرار می گيرند. دره ها با پوشش گياهی دل انگيز، كشت زارهای سرسبز، باغ های گل و ميوه، رودخانه های روان و چشمه های جوشان؛ با چشم اندازهای زيبا از منابع طبيعی و جهانگردی به شمار می آيند. استان آذربايجان شرقی به دليل شرايط زمين شناختی، ازكانون های مهم آب معدنی و آب گرم به شمار می آيد و در قسمت های مختلف اين استان آب های گرم متعدد با خواصی ويژه وجود دارد كه در طی ساليان دراز مورد استفاده گردشگران و مردم به ويژه اهالی منطقه بوده است.

آذری ها، اصيتنوع آب و هوايی امروزه به يكی از جاذبه های گردشگری تبديل شده است. دراستان ، آذربايجان شرقی وضعيت آب و هوايی بسيار متغيراست. به طوری كه درجه حرارت در برخی از ماه های گرم سال گاهی به 38 درجه سانتی گراد يا بيش ترمی رسد و برودت هوا درماه های سرد، گاهی به بيش از 20 درجه زير صفر كاهش می يابد. رطوبت هوا نيز ازاواخر پاييز تا اوايل بهار زياد می شود كه علت آن علاوه بر كاهش درجه حرارت، ورود توده هايی ازهوای سرد و مرطوب اروپاست كه با گذشتن از دريای مديترانه وارد آسمان ايران می شوند. جنگل های موجود در آذربايجان شرقی حاكی از وجود آب و هوای گرم و مرطوب و زمين حاصل خير در گذشته های دوراست.
امروزه آب و هوای استان آذربايجان شرقی به طوركلی سرد و خشک است ولی به علت تنوع توپوگرافيكی، از اقليم های متفاوتی برخوردار است. موقعيت كوهستانی و پهنای جغرافيايی استان آذربايجان شرقی از عوامل اصلی سرمای اين منطقه است. كم ارتفاعی و اثرات ملايم كننده بخارهای دريای خزر در پاره ای از مناطق از عوامل اعتدال اقليمی آن به شمار می آيد. به علاوه آذربايجان شرقی تا حدودی تحت تاثير جريان های مرطوب دريای مديترانه از سمت باختر و جنوب باختری قرار دارد و توده های هوای سرد سيبری نيز از شمال بر آب و هوای آن اثر می گذارد.
وجود درياچه اروميه آب و هوای قسمت محدودی از استان را تحت تاثير قرار داده است. استان آذربايجان شرقی از نظر بارندگی، به دو ناحيه سردسير و معتدل تقسيم می شود. ناحيه سردسير شامل دامنه های كوهستان سهند، شهرهای تبريز و مرند كه در مسير بادهای مرطوب قرار دارند، می شود. معمولا ميزان بارندگی سالانه اين ناحيه در خاور استان بيش تر از ساير نواحی است و مقدار آن به 250 تا300 ميلی متر می رسد. ناحيه معتدل نيز دردالان ها، كوهپايه ها، دامنه های جنوبی و مناطق آفتاب گير واقع شده و از تاثيرمستقيم جريان های سرد شمالی محفوظ است و آب و هوای معتدلی دارد.
آذربايجان همواره تحت تاثير بادهای سرد شمالی و سيبری و بادهای مرطوب دريای سياه، مديترانه و اقيانوس اطلس است. به علاوه بادهای محلی نيز تحت تاثير شرايط طبيعی استان، از سوی كوهستان های بلند و درياچه های اروميه و خزر، به سوی دشت ها و جلگه ها می وزند. بادهايی كه از شمال و شمال خاوری به سوی آذربايجان می وزند، كلا" سرد و مرطوب اند و در فصل زمستان سبب بارش برف سنگين و يخ بندان می شوند. باد مرطوب مديترانه ای كه از باختر به آذربايجان می وزد باران زا و بسيار مفيد است. بادهای خاوری با عبور از درياچه خزر، درمسير ارسباران، مرند، اردبيل، دره ای بين سبلان و قوشاداغ، بزغوش و سهند به طرف باختر می وزند. در بيش تر نقاط آذربايجان مانند سراب و تبريز اين باد را «مه ييلی» يا «باد مه» می گويند كه بادی سرد و مرطوب است. اين باد در امتداد دامنه های جنوبی سهند به طرف مراغه پيش می رود و در حدود درياچه اروميه تغيير مسيرمی دهد. كوه های مرزی در باختر آذربايجان و كردستان باعث می شوند باد مه در جهت جنوب باختری و جنوبی بوزد كه نام آن در اين منطقه باد زريان است.
جريان باد مهمی كه از فراز دريای مديترانه و دريای سياه و اقيانوس اطلس به سمت باختر و شمال باختر ايران می وزد، چند شاخه می شود كه تعداد اين شاخه ها در فصل پاييز در برخورد با ارتفاعات استان افزايش می يابد و در فصل بهار، ريزش بارش های بسياری را سبب می شود.
ل ترين
افراد ايرانی و از نژاد آريايی هستند.اين قوم از نژاد آرين بوده که خصوصيات کلی ايرانيان دوره هخامنشي، اشکانی و ساسانی را حفظ کرده اند. مردم آذربايجان از بازماندگان و نوادگان مادها(شاخه ای از آريايی هايی که به ايران آمدند) هستند و به مرور زمان در نتيجه ی تاخت و تاز ترک ها و مغول ها دسته های گوناگونی از اين نژاد در منطقه آذربايجان فعلي( آذربايجان شرقي، آذربايجان غربی و اردبيل) سکونت گزيدند و آميزش هايی بين نژاد اصلی و مهاجمان رخ داد با اين حال تيره های مهاجر به دليل کمی نفوس نسبت به ساکنان محلی نابود شده و تقريبا اصالت نژاد اوليه نگاه داری شده است. روشن است كه ميان واژه و تيره ی آذری و ترك تفاوت های فراوانی است ازجمله اين كه آذری ها را تاريخ نگاران پيشين (به ويژه هردوت) و تاريخ دانان كنونی از تيره ماد كوچك می دانند و بر اساس شواهد موجود به گونه صد درصد ثابت شده كه مادها يكی از تيره های آريايی ها هستند. هم چنين درشاهنامه بزرگ فردوسی چندين بار نام آذرآبادگان آمده است ازجمله بيتی كه يزدگرد از همه بخش های ايران زمين سپاه جمع آوری می كند.
همی تاز تا آذرآبادگان ديار دليران و آزادگان
بنابراين واژه آذری و ترك تفاوت های اساسی دارد ولی به غلط در ميان مردم با يك معنی واحد استفاده می شود. مردم استان آذربايجان شرقی دارای دين اسلام و مذهب شيعه هستند و اقليت های مذهبی از قبيل ارمنی ها، يهودی ها و زرتشتی ها نيز دراين خطه زندگی می كنند و مجاز هستند آزادانه آداب و رسوم و مراسم های ويژه مذهبی خود را اجرا كنند. مردم آذربايجان با وجود هجوم های اقوام مخالف، سنن بومی خود را حفظ کرده اند و بسياری از آداب ورسوم کهن ايراني، درميان مردم اين سامان به صورت های گوناگون باقی مانده است. مردم آذربايجان در دوستی ثابت قدم و در برابر مشکلات شجاع ومقاوم هستند. از جمله خصلت های آنان مهمان نوازی، سلحشوری، آزادمنشی، راست گويی، مرزداری و تعصب مذهبی است. در تمام دوره های تاريخی،احساسات وطن دوستی آنان ضرب المثل بوده است. قيام های مداوم مردم اين استان در زمان جنگ های ايران و عثمانی و ايران و روسيه و... از برجسته ترين فداکاری هايی است که در تاريخ ايران جاودان خواهند ماند. خانواده در ميان آذری ها از ثبات و احترام زيادی برخورداراست. درگذشته پسران پس از ازدواج با خانواده پدری زندگی می كردند و عروس را به خانه پدری می آوردند و گاه اتفاق می افتاد چندين پسر و عروس خانواده با نوه ها همراه با پدربزرگ و مادر بزرگ با هم زندگی می كردند ولی اكنون به اين شكل نيست و حتی در روستاها و شهرهای كوچک نيز پسران و دختران پس از ازدواج به طور مستقل و جداگانه زندگی می كنند و هسته خانواده ها كوچك شده است.
در استان آذربايجان شرقی مراسم های سوگواری به دو دسته سوگواری ها و عزاداری های خصوصی (فوت نزديكان) وعزاداری های مذهبی و همگانی تقسيم می شوند. آداب و رسوم حاكم بر عزاداری های مذهبی يكی از زيباترين و عرفانی ترين مراسم های عموم مردم اين استان است. آن ها از روز اول محرم كه سوگواری های مذهبی آغاز می شوند با تشكيل دسته های عزاداری موسوم به شاخسى واخسى (شاه حسين ، واى حسين) مراسم دهه اول محرم را آغاز می كنند و هر روز بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد ها و تكايا مراسم سينه زني، زنجير زنی و نوحه خوانی درسوگ ياران امام حسين (ع) برگزار می شود. اين مراسم ها درطی 10 شب متوالی صورت می گيرد و در شب تاسوعا، روز تاسوعا، شب عاشورا و ظهر عاشورا به اوج خود می رسد. شبيه خوانى يا تعزيه و شمع سوزى درمساجد در بعد از ظهر روز تاسوعا از عرفانی ترين و زيباترين مراسم های سوگواری ايام محرم در اين خطه از ايران زمين است. طشت گذارى جهت سيراب كردن عزاداران با انواع شربت ها و اطعام سوگواران با انواع غذاهای طبخ شده، گل مالی بر سر و روى خود در روز عاشورا، جوش زدن علم يعنى لنگرهايى كه علم موقع حركت به سوى كسى پيدا مى كند برای اداى نذورات مردم عزادار، قفل زنى (يعنى آويختن قفل به بدن)، ذغال مالى بر صورت به منظور نشان دادن پريشان حالى، تزيين اسبى به نشانه اسب امام حسين (ع)، اداى نذر و سياه پوشيدن درطول ماه محرم، برگزاری مراسم روز سوم و چهلم (اربعين حسينى) شهادت امام حسين (ع) از ديگر مراسم های رايج ماه محرم در اين استان است.
از ديگر مراسم عزادرای های عمومی در اين استان می توان به مراسم شب هاى قدر و احيای شب قدر در ماه رمضان( شب های نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان) اشاره نمود. به طور كلی شهادت يا سال روز فوت هر يکاز ائمه اطهار(ع) دراين استان به شكل عزاداری عمومی برگزار می شود ولی مراسم های ياد شده از انسجام بيش تری برخوردار هستند.

 

 

 بالا  

 

مشخصات جغرافيايي

آذربايجان شرقی در گوشه شمال باختري ايران واقع شده و رود ارس حد شمالی آن را با جمهوری های آذربايجان،ارمنستان و ايالات خود مختار نخجوان مشخص کرده است. رود قطور و آب های درياچه اروميه مرز باختري آن با استان آذربايجان غربی را تشکيل می دهد. درجنوب، كشيده گی رشته كوه ها، دره ها، جلگه ها و دشت ها موجب پيوسته گی توپوگرافيك استان با آذربايجان غربی و زنجان شده است و در خاور نيز دره و رودخانه دره رود، كوه های سبلان، چهل نور و گردنه صايين اين منطقه را از استان اردبيل جدا می كند. مدارهای 45درجه و 5 دقيقه و 36 درجه و 22 دقيقه منتهی اليه باختري و خاوري مختصات جغرافيايی اين استان را مشخص می كنند. آذربايجان شرقی از نظر وسعت يازدهمين استان كشور ايران است كه تقريبا 8/2 درصد از خاك كشور جمهوری اسلامی ايران را در بر می گيرد. آذربايجان شرقي؛ منطقه مرتفعی است كه كوه های بلند از جهات مختلف سراسر آن را فرا گرفته و موجبات پيدايش جلگه های مغان، تبريز، سراب و مراغه را فراهم كرده است. آذربايجان تا حدودی تحت تاثير جريان های مرطوب دريای مديترانه از سمت باختر و جنوب باختری قرار دارد و توده های هوای سرد سيبری نيز از شمال بر آب و هوای آن اثر می گذارد. با توجه به ويژه گی های اقليمی، اين استان از اواخر ارديبهشت ماه تا پاپان مهر ماه مناسب ترين زمان برای گردش های تابستانی و ساير ماه های سال مناسب گردش های زمستانی است. گردشگراني كه در ماه های بهار و تابستان به منطقه مسافرت می كنند می توانند به نحو مطلوبی از زيبايی های طبيعی و ديدنی های تاريخی و باستانی استان بهره مند شوند.  

 رودخانه های استان آذربايجان شرقی يكی از مهم ترين شاهرگ های اقتصادی مردم استان هستند كه برخی از آن ها از ويژگی های خاص گردشگری و تفريحی نيز برخوردار هستند. مهم ترين رودخانه های اين استان را ارس، آجی چای، اسكو چای، القنا چای، اهر چای، تورفاقان چای، دوزال چای، سيلن چای، سيد آوا چای، صوفی چای، قالاچای، قرانقوچای، آيدوغموش چای، ليقوان چای، رودخانه مردق يا موردی چای تشكيل می دهند. خاصيت كوهستانی و پستی و بلندی های فراوان و ژئومورفولوژی خاص اين ناحيه سبب به وجودآمدن آبشارهايی دراستان شده كه بسيار مورد توجه مردم منطقه و گردشگران قرارمی گيرد. آبشارهای شناخته شده استان آذربايجان شرقی را آبشارهای عيش آباد و آسياب خرابه تشكيل می دهند. استان آذربايجان شرقی به دليل شرايط زمين شناختی، ازكانون های مهم آب معدنی و آب گرم نيز به شمار می آيد. در قسمت های مختلف اين استان؛ آب های گرم متعدد با خواصی ويژه وجود دارند كه در طی ساليان طولانی مورد استفاده مردم به ويژه اهالی بومی بوده است. مهم ترين اين چشمه ها عبارتند از: چشمه الله حق، چشمه آبرس، چشمه تاپ تاپان، چشمه ورجوی، چشمه گشايش، چشمه آب گرم سراب، چشمه معدنی صوفيان، چشمه آب معدنی كندوان.

 استان آذربايجان شرقی از درياچه های وسيع و عميق برخوردار نيست ولی تالاب های زيادی دارد كه همگی از ارزش های گردشگری برخوردار هستند. تالاب های استان آذربايجان شرقی علاوه بر جاذبه های گردشگری از ارزش های زيست محيطی بالايی نيز برخوردارند. بيش تر تالاب های اين استان در محدوده شهرستان های مراغه و هشترود واقع شده اند و مهم ترين آن ها عبارتند از: تالاب آلما گلی، تالاب قباد لو، تالاب ماهی آباد، تالاب يانيق گلی، تالاب بزوجق گلی، تالاب قوشاگلی، تالاب زولبين گلی، تالاب يوسفلو، تالاب ديب سيز، تالاب خرمالو.
استان آذربايجان شرقی علاوه بر تالاب های متعدد، سدهای خاكی برای مهار آب و آبزی پروری دارد كه شرايط مساعدی برای جذب پرندگان مهاجر فراهم كرده وضمن آن كه چشم اندازهای جالبی به وجود آورده به جهت غنای بيولوژيك منطقه نيز دارای اهميت زيادی است. برخی از اين سدها عبارتند از: سد خاكی ملا يعقوب، سد خاكی خرم درق، سد خاكی قاضی كندی، سد خاكی مينق، سد خاكی علويان كه در شهرستان های مختلف استان پراكنده شده اند.
    آذربايجان از نظر تيپولوژی كوه های ايران از اهميت خاصی برخوردار است. 3 رشته مهم و اصلی كوه های ايران يعنی البرز، زاگرس و مركزی در اين منطقه به هم پيوسته اند و فلات كوچك و مرتفعی را پديد آورده اند. فلات آذربايجان را ديواره های رشته جبال مرتفع و پوشيده از برف آرارات در شمال باختری، رشته های پراكنده و نامنظم ارسباران – قره داغ و قوشاداغ و سبلان در شمال خاوری، رشته كوه های بزغوش در شمال و خاور، ارتفاعات قافلان كوه در خاور و جنوب خاوری، رشته كوه سهند در جنوب و درياچه اروميه در باختر در برگرفته است.
در فلات آذربايجان دو منطقه بارز و قابل نفوذ وجود دارد : يكی دشت چالدران و دره قطور در شمال باختری، ديگری دشت مغان در شمال خاوری، در ساير قسمت های به علت وجود ارتفاعات، دره های عميق و ساير موانع طبيعی، معابر قابل نفوذ كم تری يافت می شود. آذربايجان شرقی منطقه مرتفعی است كه كوه های بلند از جهات مختلف سراسر آن را فرا گرفته و موجبات پيدايش جلگه های مغان، تبريز، سراب و مراغه را فراهم كرده است.
بلندترين نقطه استان قله سهند (3722 + متر) در 50 كيلومتری جنوب تبريز و پست ترين نقطه آن در حوالی درياچه اروميه (1220 + متر) قرار دارد. استپ های كوهی قسمت پهناوری از نواحی بلند آذربايجان را پوشانده اند. درشمال آذربايجان به ويژه در بخش قره داغ (ارسباران) هر جا امتداد كوه ها در مقابل وزش بادهای باران زای مديترانه ای باختری و خزری قرار گرفته، جنگل های تنك يا انبوهی بوجود آمده است كه در بعضی قسمت ها فاقد گياهان زير درختی است. سهند، سبلان، بزغوش، كمتال، قوشا داغ، كيامكی، سلطان سنجر، سلطان داغی، ميشو و مورو داغ مهم ترين ارتفاعات استان هستند كه علاوه بر ويژگی های جغرافيايی دارای زيبايی های طبيعی خاص و امكانات ورزش كوه نوردی است. در دل كوه های منطقه آذربايجان شرقی غارهای متعددی وجود دارند كه از جاذبه های خاص گردشگری برخوردارند. اين غارها عبارتند از: غار هامپوييل (كبوتر)، غار آغ بولاق، غار دوگيجان، غار اسكندر. از مجموع دشت ها و جلگه هايی كه در سطح استان آذربايجان شرقی وجود دارد؛ شش دشت به دلايل اقتصادی و جاذبه های خاص سياحتی اهميت زيادی دارد. اين دشت ها عبارتند از: دشت تبريز، دشت آذرشهر، دشت مراغه، دشت اهر. وجود دره های سرسبز و با صفا يكی از ويژگی های اصلی توپوگرافيكی استان آذربايجان شرقی است. اين دره ها با پوشش گياهی دل انگيز، كشت زارهای سرسبز، باغ های ميوه، رودخانه های روان، چشمه های جوشان با چشم اندازهای زيبا از منابع طبيعی و جهانگردی مهم استان آذربايجان شرقی به شمار می روند. دره های كوهستان سهند، دره ليقوان، دره گشايش، دره سعيد آباد و دره پيغام از مهم ترين دره های با قابليت گردشگری استان هستند.

 آذربايجان از نظر تيپولوژی كوه های ايران از اهميت خاصی برخوردار است. 3 رشته مهم و اصلی كوه های ايران يعنی البرز، زاگرس و مركزی در اين منطقه به هم پيوسته اند و فلات كوچك و مرتفعی را پديد آورده اند. فلات آذربايجان را ديواره های رشته جبال مرتفع و پوشيده از برف آرارات در شمال باختری، رشته های پراكنده و نامنظم ارسباران – قره داغ و قوشاداغ و سبلان در شمال خاوری، رشته كوه های بزغوش در شمال و خاور، ارتفاعات قافلان كوه در خاور و جنوب خاوری، رشته كوه سهند در جنوب و درياچه اروميه در باختر در برگرفته است.
در فلات آذربايجان دو منطقه بارز و قابل نفوذ وجود دارد : يكی دشت چالدران و دره قطور در شمال باختری، ديگری دشت مغان در شمال خاوری، در ساير قسمت های به علت وجود ارتفاعات، دره های عميق و ساير موانع طبيعی، معابر قابل نفوذ كم تری يافت می شود. آذربايجان شرقی منطقه مرتفعی است كه كوه های بلند از جهات مختلف سراسر آن را فرا گرفته و موجبات پيدايش جلگه های مغان، تبريز، سراب و مراغه را فراهم كرده است.
بلندترين نقطه استان قله سهند (3722 + متر) در 50 كيلومتری جنوب تبريز و پست ترين نقطه آن در حوالی درياچه اروميه (1220 + متر) قرار دارد. استپ های كوهی قسمت پهناوری از نواحی بلند آذربايجان را پوشانده اند. درشمال آذربايجان به ويژه در بخش قره داغ (ارسباران) هر جا امتداد كوه ها در مقابل وزش بادهای باران زای مديترانه ای باختری و خزری قرار گرفته، جنگل های تنك يا انبوهی بوجود آمده است كه در بعضی قسمت ها فاقد گياهان زير درختی است. سهند، سبلان، بزغوش، كمتال، قوشا داغ، كيامكی، سلطان سنجر، سلطان داغی، ميشو و مورو داغ مهم ترين ارتفاعات استان هستند كه علاوه بر ويژگی های جغرافيايی دارای زيبايی های طبيعی خاص و امكانات ورزش كوه نوردی است. در دل كوه های منطقه آذربايجان شرقی غارهای متعددی وجود دارند كه از جاذبه های خاص گردشگری برخوردارند. اين غارها عبارتند از: غار هامپوييل (كبوتر)، غار آغ بولاق، غار دوگيجان، غار اسكندر. از مجموع دشت ها و جلگه هايی كه در سطح استان آذربايجان شرقی وجود دارد؛ شش دشت به دلايل اقتصادی و جاذبه های خاص سياحتی اهميت زيادی دارد. اين دشت ها عبارتند از: دشت تبريز، دشت آذرشهر، دشت مراغه، دشت اهر. وجود دره های سرسبز و با صفا يكی از ويژگی های اصلی توپوگرافيكی استان آذربايجان شرقی است. اين دره ها با پوشش گياهی دل انگيز، كشت زارهای سرسبز، باغ های ميوه، رودخانه های روان، چشمه های جوشان با چشم اندازهای زيبا از منابع طبيعی و جهانگردی مهم استان آذربايجان شرقی به شمار می روند. دره های كوهستان سهند، دره ليقوان، دره گشايش، دره سعيد آباد و دره پيغام از مهم ترين دره های با قابليت گردشگری استان هستند.

 ژئوتوريسم كه در ابتدا گردشگری زمين شناسی ناميده می شد در آخرين مطالعات محققان «گردشگری جغرافيايي» نام گرفته است كه مفهوم آن بازديد و بهره برداری از جاذبه های جغرافيايی بدون لطمه زدن به طبيعت معنی شده كه مفهومی فراگيرتر و گسترده تر از پيش داشته و دامنه وسيعی را در بر می گيرد. بازديد از جاذبه های جغرافيايی كه يكی از مهم ترين آن ها جاذبه های ژئومورفولوژی و زمين شناسی است؛ امروزه يكی از شاخه های ژئوتوريسم را تشكيل می دهد. استان آذربايجا شرقی كه قسمت بزرگی از آن در دوره ائوسن (دوران سوم) و كواترنر(دوران چهارم) تشكيل شده و سنگ های آن از انواع آذرين و خاكسترهای مواد آتشفشانی مركب هستند، از جمله مناطق با قابليت ايران برای توسعه ژئوتوريسم است.
آذربايجان شرقی را از نظر زمين شناسی می توان به 3 واحد مشخص متمايز نمود:
1- توده هايی با منشاء مواد متشكله رسوبی و دارای ساختمان نسبتا جوان همانند دشت ها و جلگه های استان
2- توده آتشفشانی سهند و سبلان كه مواد خروجی آن ها قسمت عمده ای از سرزمين آذربايجان را فرا گرفته و موجب پيدايش ارتفاعات مهمی نظير كوهستان بزغوش شده و آثار مواد خروجی، در غالب نواحی استان، ايجاد مخروطه های آتشفشانی كرده است.
3- قسمت هايی كه مواد سازنده آن ها از سنگ های دگرگونی است و در مقايسه با دو واحد ديگر كم تر بوده و به طور پراكنده در بعضی از نواحی منطقه وجود دارند.
خاك، پستی و بلندی و عوارض ناشی از آن و تا حدی پوشش گياهی و عمليات كشاورزی در نواحی مختلف آذربايجان شرقی با يك ديگر اختلاف زيادی دارند. اين عوامل خاك شناسی تحت تاثير آب و هوای خشك منطقه در درازای مدت زمين شناسی، انواع خاك های اين ناحيه را توليد نموده اند. مواد توليد كننده خاك با پوشش استپی و نيمه استپی، و عوارض پستی و بلندی تحت شرايط آب و هوايی مزبور، در درازای دوران های زمين شناسی خاك های ناحيه ای از قبيل: براون (Brown) و چستنات (Chestnut) را از گروه خاك های كامل توليد نموده كه به طور مجزا و يا توام با خاك های ديگر نظير سيروزم (Sierozem) و ليتوسل (Lithosol) در نقاط مختلف استان به چشم می خورند. سطح اعظم جلگه ها و كليه نواحی كوهستانی نيز از خاك های فوق تشكيل يافته اند.
خاك دشت ها و دره ها كه از مواد رسوبی قديمی و بعضا نوبنياد بوجود آمده است در بعضی نقاط به علت تاثير عوامل خاك شناسی، آثار تشكيل طبقات ژنتيكی خاك را بر روی رسوبات قديمی نشان می دهد (نظير دشت مغان)‌ ولی خاك بيش تر مناطق از گروه غير ناحيه ای و يا بين ناحيه ای است. وضع قرار گرفتن خاك بيش تر جلگه ها و دره های وسيع استان بر روی مواد اوليه به نحوی است كه يك نواختی خاصی از نقاط پست جلگه تا ارتفاعات را نشان می دهد.

 در سطح آذربايجان شرقی پوشش گياهی شال پوشش های جلگه ای، دره ای، كوهستانی و جنگلی می شود. دامنه ارتفاعات استان آذربايجان شرقی مملو از گياهان و پوشش گياهی غنی برای چرای دام هاست. انواع درختان راش، بلوط، ممرز، افرا، ون، و بعضی درختان ميوه جنگلی مانند گردو، گيلاس، فندوق، سيب، گلابی در جلگه ها و دره های اين استان ديده می شوند. در شمال ارسباران دره ارس و بخش ورزقان شهرستان اهر، كوه های قازان داغی و قندران باشی واقع شده كه پوشيده از درختان جنگلی و مراتع كوهستانی است. اين منطقه كه به نام منطقه جنگلی ارسباران شهرت دارد، از زيباترين و بكرترين مناطق استان به شمار می رود. كوه های گويجه بيل پوشيده از درختان نيمه جنگلی و مراتع سرسبز و خرم است كه در جنوب باختری اهر واقع شده و محل ييلاق ايلات قره خانلو و مدد لو است. گونه های درختی جنگل های اهر را بيش تر بلوط و ممرز تشكيل می دهد.
در بيش تر نقاط استان؛ گياهانی از قبيل كنگر وحشی، خارشتر، چمن خاكشير، قياغ اولی، شيرين بيان، روناس، گند ميان، بومادران، گون و كتيرا كه كاربرد دارويی و صنعتی دارند، می رويد. جنگل های شهرستان های مراغه و هشترود نيز از نظر درجه اهميت در مرتبه بعدی قرار دارد. اين جنگل ها كه از وسعت كم تری نسبت به جنگل های ارسباران برخوردارند، پوشيده از درختچه های گز هستند. علاوه بر كانون های جنگلی، بيشه زارهای متعددی نيز در نقاط مختلف استان آذربايجان شرقی از جمله پيرامون درياچه اروميه، قوری گول و برخی از تالاب ها وجود دارد كه مورد استفاده گردشگری قرار می گيرد.

 در استان آذربايجان شرقی به دليل وجود كوهستان ها، دره ها، جلگه ها و دشت های متعدد و تنوع آب و هوايی می توان انواع جانوران و پرندگان را مشاهده نمود. انواع پستانداران چون: گرگ، گراز، بز وحشی، ميش، خرس، خرگوش، آهو، شغال، روباه و قوچ از جمله جانورانی هستند كه در كوهستان های متعدد اين استان زندگی می كنند.

 مناطقی دراستان آذربايجان شرقی وجود دارند كه از جمله مناطق توريستي– طبيعی خاص به شمار می آيند. از جمله ی اين مناطق می توان جنگل های زيبای ارسباران، سواحل درياچه اروميه و قله سهند را نام برد. جنگل های ارسباران در شمال ارسباران، دره ارس و بخش ورزقان شهرستان اهر، كوه های قازان داغی و قندران باشی واقع شده كه پوشيده ازدرختان جنگلی و مراتع كوهستانی است. سواحل درياچه اروميه نيز علاوه بر اين كه در برگيرنده پرندگان مهاجر استان است، محل استفاده از آب های درياچه اروميه كه خاصيت های درمانی دارند نيز به شمار می آيد. دامنه ها و قله های برفی سهند نيز از ديگر نقاط توريستی – طبيعی استان آذربايجان شرقی هستند كه همواره مورد بازديد گردشگران و كوه نوردان قرار می گيرند. سهند را عروس كوهستان های ايران گويند، زيرا سطح تمام منطقه كوهستان، پوشيده از گياه و چمن و گل و مرتع بوده و در بهاران گلزاری است بی نظير و بی همتا.
توده آتشفشانی سهند در 50 كيلومتری جنوب شهرستان تبريز قرار گرفته است. حد شرقی آن از شهرستان هشترود، سراسكند و قره چمن گذشته تا حدود قافلانكوه پيش رفته است. اين رشته كوه تقريبا مدور، در ميان جلگه تبريز- مراغه قرار گرفته و جهت آن بين دره قزل اوزن و گودال درياچه اروميه، شرقی – غربی می باشد. جبهه جنوبی آن به سمت مراغه و جبهه شمالی آن به طرف تبريز متوجه است، اما امتداد آن از حدود قافلان كوه تا نزديكی های درياچه اروميه كشيده شده و رودخانه هشترود آن را بريده و برای وصول ميانه چای به قزل اوزن، راهی برای خود باز كرده است. در پاره ای نقاط نيز رودخانه شهرچای و قره چمن چای آن را در مسير جاده ترانزيتی تبريز- تهران از حدود قره چمن به بالا از رشته بزغوش جدا می كند. طول اين رشته به خط مستقيم بين تبريز و مراغه در حدود 75 كيلومتر است وقله سهند در سمت راست اين خط مستقيم واقع می باشد. طول رشته سهند از شرق به غرب در حدود 100 كيلومتر است.
زمين شناسي: پراكندگی مخروط های آتشفشانی سهند از يك نظم كلی تبعيت نكرده اند. اين مخروط و قلل به صورت منفرد، سری، خطی و متحدالمركز ديده می شوند. شكل آتشفشانی بزرگ مانند قرمز گل، سلطان داغی و قارميش داغی از نظر تقسيم بندی كلاسيك آتشفشانی، جزو دسته مختلط به شمار می آيند. مواد حاصله، دارای چينه بندی مشخص می باشندف يعنی فعاليت آتشفشانی آن ها در چند مرحله صورت گرفته است. آتشفشان قرمز گل، قديمی ترين آتشفشان سهند است كه در دوره ميوسن ميانی فعاليت داشته است (12 ميليون سال پيش). در صورتی كه سلطان داغی و قارميش داغ ده ميليون سال پيش فعال بوده اند. دهانه دو آتشفشان بزرگ در نتيجه عمل فرسايش از بين رفته و قسمتی از دهانه آن به وسيل مخروط آتشفشان های جديد پوشيده شده است. آتشفشان های يك مرحله ای در سهند فراوان است كه جوان تر از آتشفشان های چند مرحله ای می باشند و به طور جدا از هم، گاهی به صورت قله های گرد و پستان مانند در دامنه آتشفشان های بزرگ تشكيل شده اند. در ساختمان كوه های سهند كنگلومرای آتشفشانی، گدازه های آندزيتی، لايه های پونس دار، روانه های برش، اينمبريت، لاهار و بالاخره گدازه های داسيت جلب توجه می كنند و طرز قرار گرفتن هر كدام از آن ها، مورفولوژی خاصی به توده كوهستان سهند داده است. از آن جايی که هشت ماه از سال قله ها و دهانه های سهند از برف و يخ پوشيده شده است، عوامل موثر در تغيير شكل كوهستان سهند، تاثير درجه حرارت، جريان آب ها و عمل فرسايش آبی و يخچالی اهميت مخصوصی دارند. بنابراين به علت برودت هوا و انجماد و انقباض، توده سنگ ها به صورت تخته سنگ هايی ورقه ورقه درآمده اند. مانند سلطان داغی، كچی قيه سی، حيدريوردی، شرشر داغی. مواد آتشفشانی سهند بر روی رسوبات دوران های مختلف (از پالئوزوئيك تا ميوسن) مساحت تقريبی 4500 كيلومتر مربع را پوشانيده است. اين عدد قشر نازك خاكسترهای آتشفشانی سهند در مناطق دوردست را شامل نمی شود. فعاليت آتشفشانی سهند از دوران پليوسن شروع گرديده و در 140 هزار سال قبل به پايان رسيده است. تعيين سن مطلق گدازه های مختلف سهند بين 12 ميليون سال تا 140 هزار سال برآورد شده است.
آتشفشان سهند در چند مرحله فعاليت داشته و در حد بين اين فعاليت ها، آرامش نسبی برقرار بوده است. وجود رسوبات حاصل از فرسايش مواد آتشفشانی و سن مطلق نمونه ها، اين مسئله را تاييد می كند. وفور خاكسترها همراه با قطعات پونس دار كه در فواصل دور پراكنده شده اند (مراغه، هشترود، ميانه) نشان دهنده انفجارهای شديد آتشفشانی سهند می باشد. اين مسئله در مدفون شدن بقايای پستانداران حوالی مراغه بی تاثير نبوده است.
تركيب گدازه های سهند غالبا از نوع ريوليت، داسيت، اندزيت، توفها و خاكسترهای آتشفشانی وابسته است. به احتمال زياد پيدايش آتشفشان های سهند به تجديد فعاليت گسل سلطانيه تبريز كه از منطقه سهند عبور می كند مربوط است. طبق تحقيقات اندروسوف، در ابتدای دوران سوم و ما قبل آن كه ميليون ها سال با ما فاصله زمانی دارد، در محل ارتفاعات آذربايجان، دريای بزرگ تتيس قرار داشت كه بعدها به واسطه حركات كوهزايی پوسته زمين و ايجاد سلسله جبال آلپ و فلات آسيای صغير، فلات آذربايجان و ارتفاعات سهند تشكيل گرديد. طبق نظريه و عقيده اكثر علمای زمين شناس توده سهند در دوران سوم دارای آب و هوای معتدل و گرم بوده و سراسر منطقه سهند را جنگل های انبوه فرا گرفته بود و حيوانات عظيم الجثه در آن زندگی می كرده اند. مويد اين نظريه، تحقيقات ژاك دومرگان جغرافيدان فرانسوی است كه ضمن كاوش و تحقيق در دره ای كه در شش كيلومتری شمال مراغه واقع بوده به استخوان ها و سنگواره های حيوانات عظيم الجثه ای برخورد نمود. وی معتقد است جنگل های انبوه در اوايل دوران سوم قبل از آتشفشانی سهند، زمين های مراغه را فرا گرفته و حيوانات غول پيكری در آن جنگل ها زندگی می كرده اند. در حال حاضر وجود معادن زغال سنگ مراغه از بقايای اين جنگل متحجر است. تحقيقات با ارزش علمی ژاك دومرگان بسياری از مسايل مربوط به زمين شناسی سهند را روشن می سازد.
سنگواره و فسيل های سهند، اولين مرتبه در سال 1337 هجری قمری ضمن كاوش های خانيكف دانشمند روسی، در دره موردی چای پيدا شد. نشانه های حيات مربوط به شش ميليون سال قبل در دامنه های سهند جنوبی كشف شد در اين زمان ببر دندان خنجری(سميلودونت) ماستودون، جانوران علف خوار نظير اسب، كرگدن، زرافه، دو نوع فيل و غزال كه در منطقه شمال مراغه زيست می كردند كه قدمت حيات آن ها به شش تا نه ميليون سال می رسد. اين كاوش نشان می دهد كه پرندگان، لاك پشت ها، مارها و انواع ماهی ها در اين دوره می زيستند و يك نوع ميمون كوچك به نام نروپتيكوس و نوعی گوريل عظيم الجثه كه ارتفاعش به 40/2 متر می رسيد به نام جيگانتو پتيكوس نيز در اين دوران حيات داشته اند.
در دامنه كوه های سهند در ناحيه كيرج اوه مراغه جانورانی يافت شده است كه مربوط به اواخر ميوسن يعنی تشكيل خشكی پونسين است. نهشته هايی كه به جا گذاشته شده عبارتند از: آهك های آب شيرين، ماسه رودخانه ای، توف ها و خاكسترهای آتشفشانی. در دره های كوهستان سهند، چمن های وسيعی وجود داشته كه گله های متعدد زرافه، اسب، كرگدن، غزال و خوك در آن به سر می بردند كه در نتيجه فعاليت اتشفشانی سهند در زير خاكسترهای آن مدفون شده، به حالت سنگواره درآمده اند. در اين منطقه غنی ترين گسترش فيل های بيشماری از پستانداران دوران سوم وجود دارد. معروف ترين فسيل مربوط به يك ماهی استخوانی به نام براكی لبياس پرسيكوس كه به نام ايران قديم يعنی «پرس» نام گذاری شده است.
در منطقه سهند، آثار يخچالی زيادی وجود داشته است که به علت فعاليت های آتشفشانی، بسياری از آن ها از گدازه های آذرين پوشيده شده يا در اثر آب های جاری از بين رفته است. با اين حال در دره های چينی بولاغ، گنبر (كنبرف)، صوفی چای و موردی چای بلوك های يخچالی جلب توجه می نمايد. زيباترين سيرك و بارگاه يخچالی در شمال سلطان داغی در جنوب شرقی روستای عنصرود (آستاری) به ارتفاع 3376 متر از پخش اسكو قرار دارد. آب های روان با عمل تخريب شديد و رسوب گذاری عظيم شكل منطقه سهند را عوض كرده اند. آب ها علاوه بر تخريب ارتفاعات و تشكيل دره های بزرگ در مواقع آتشفشانی به تشكيل لاهار و اينمبريت مبادرت كرده اند. در موقع بروز آتشفشان گدازه ها و خاكسترها با آب ناشی از ذوب برف ها يا باران های سيل آسا مخلوط شده، توده های درهم گل را به وجود آورده اند كه اين توده روان گلی و آتشفشانی به نام «لاهار» ناميده می شود. در آذربايجان به مجموعه لاهار و اينمبريت و پونس ها كه غالبا سفيد رنگ هستند «كران» گويند. ابنمبريت به سبب فرسايش خاص خود به صورت برجستگی های افقی، ستونی، مخروطی و هرمی شكل درآمده است. دهكده كندوان در شمال بخش اسكو از شهرستان های تبريز و روستای جراغيل و آثار دره چينی يولاغ بهترين نمونه برجستگی های مخروطی و هرمی شكل اينمبريت می باشند.
قله ها : سهند يكی از بزرگ ترين برجستگی های آذربايجان و از مهم ترين كوه ها آتشفشانی خاموش ايران است كه ارتفاع قابل ملاحظه آن مولود تراكم توف ها و خاكسترهای آتشفشانی بوده كه در زمان های خيلی قديم از دل كوه بيرون ريخته اند.
بلندترين قله سهند به نام جام داغی به ارتفاع 3722 متر از تعداد زيادی قله های آذرين تشكيل يافته است كه بلندی 17 قله آن از 3000 متر تجاوز می نمايد. تمايز سهند با كوه های غربی ايران، ويرانی قلل بعضی كوه های آن است. به جای ارائه يك قله منفرد مخروطی مانند سبلان سه قله مرتفع در روی خطی به طول 12 كيلومتر ارائه داده است.
از شهرستان تبريز، حداقل هشت قله كوهستان سهند كه ارتفاع آنها از 3200 متر تجاوز می كند نظير سلطان داغی در مغرب و كريم داغی يا كوه ليقوان در مشرق به وضوح و آشكار ديده می شود. اين ارتفاعات قابل ملاحظه و مرتفع، رطوبت هوای مناطق مجاور را به سوی خود جلب می كند به نحوی كه تا اوايل تيرماه، از برف پوشيده بوده و گاهی در دامنه ها و جبهه های شمالی آن برف از سالی به سال ديگر باقی می ماند.
علاوه بر قلل مهم، قله های ديگری در مكان های مختلف اين كوهستان به نام قاسم داغ، آق داغ، درويش داغی، قازان داغی، قشلاق داغی و غيره واقع شده اند. سهند مابين جلگه تبريز و مراغه و مياندوآب از ايوان های پست از 137 متر تا 1500 متر بلندی تشكيل شده و آثار ايوان های پله مانند در بلندی های خيلی پشت حومه تبريز يعنی خسروشهر وجود دارد و گمان می رود كه اين ايوان پست، پايان دوره های عقب نشينی يك درياچه درونی باشد كه درياچه اروميه از بقايای آن است.
سهند خط فاصل بين دو توده خروجی البرز و توده ارمنستان را به وجود آورده است. قلل سهند در مركز از يك جلگه گرم در تابستان و نزديك به يك درياچه نسبتا وسيع كه تبخير آبش در تابستان قابل ملاحظه است (درياچه اروميه) قرار گرفته و بيش ترين ابرها را به خود جلب می كند.
رسوبات آبرفتی سهند تا چندين ده كيلومتری، مناطق اطراف را پوشانيده است كه به حوزه های تبريز، اسكو، آذرشهر، عجب شير، مراغه، هشترود و بستان آباد معروف هستند. در اين كوهستان، بريدگی های سخت، دامنه های شيبدار و دره های عميق و باريك و قله های متعدد در موازات همديگر به وجود آمده اند كه در اين دره ها، جويبارها و رودخانه های زيادی به سوی دو آبگير عمده آذربايجان يعنی دره قزل اوزن (دريای خزر) و درياچه اروميه جريان دارند.
دهانه قله جام داغی سهند شكل مخروطی خود را تقريبا از دست داده است. در پنج كيلومتری جام داغی، در روی يك خط كوهستانی دومين قله سهند به نام خرم داغی قرار گرفته كه 3562 متر ارتفاع دارد.
معروفترين قلل مركزی سهند، چماقلو، شكرداغ و درويشلرداغی (اولياء داغ) هستند كه دره های معروف بايندر و شاه يوروی را به وجود آورده اند. اين دره های پرآب سرچشمه رودخانه صوفی چای مراغه و قرانقوی هشترود می باشند.
در جبهه شمالی، سهند مشرف به جلگه تبريز و بستان آباد است. كوه های بويوك داغ، كمال داغی، قوش گولی، بركت داغی، و ميرچی داغ، الوان داغ، رزی داغی، قطور داغی، قازان داغی، موتال داغی و هروداغی واقع شده اند. آب های جاری در دره های اين كوه های بلند و برف گير، سرچشمه رودهای ليقوان چای، سعيدآباد چای و اوجان چای می باشند.
در شمال غربی سهند كه بخش اسكو در دامنه های آن قرار گرفته است كوه های سلطان داغی كه سومين قله سهند محسوب شده و از تبريز ديده می شود همراه ارشد داغی، سنجر داغی، قارمش داغی، نوورداغی، كندوان داغی و زين جناب داغی قرار گرفته اند. ارتفاع سلطان داغی در حدود 3376 متر بوده و در قله آن زيارتگاهی است به نام سلطان حسامه يا حسام الدين فرقد، كه مورد توجه روستاييان اين منطقه می باشد.
كوه های غربی سهند در بخش آذرشهر و عجب شير واقع شده اند. در بخش دهخوارقان (آذرشهر) كوه های سهند با شيب ملايم در مغرب، به سوی درياچه اروميه كشيده شده اند. معروف ترين كوه های بخش آذرشهر، كوه قرمز گل داغی، يارقان داغ، دستجرد، پيرچوپان، قبله داغی، گنبر داغی و قاف داغی (قافلانتا) هستند. رودخانه توفارقان چای از اين كوه ها به سوی آذرشهر جاری است.
در بخش عجب شير و در مشرق آن به فاصله 20 كيلومتری، كوه های معروفی از سهند قرار گرفته اند كه عبارتند از: بارازداغی، كوه ينجگه، قوزلوجه داغی، هرگلان داغی و چروری. در كوه ينجگه از سهند غربی قلعه معروف ضحاك بنا شده است. از كوه های غربی سهند رودخانه قالاچای (قلعه رود) سرچشمه گرفته و بخش عجب شير را مشروب می سازد. مهم ترين كوه جنوبی سهند كه مشرف بر جلگه مراغه می باشد قشلاق داغی است. در مشرق سهند كوه معروف آن داغ واقع شده كه 2950 متر ارتفاع دارد.
علاوه بر قلل مشهوری كه نام برده شد، در روی خطی به طول 100 كيلومتر و عرض 40 كيلومتر تعداد بی شماری قله های كم ارتفاع وجود دارد كه پيشكوه های سهند ناميده می شوند.
آب ها: آب رودهای دايمی منطقه سهند از ذوب برف های فراوان آن و از چشمه سارهای بی شمار كوهستان تامين می شود كه غالبا پس از مشروب كردن اراضی شهرها و آبادی ها و روستاها به درياچه اروميه و دريای خزر می ريزد.
به طور كلی سهند دو آبگير عمده دارد: دريای خزر و درياچه اروميه
بزرگ ترين رود آبگير خزر، رودخانه قرانقو است كه همراه با رودهای هشترود به قزل اوزن وارد می شود. قزل اوزن پس از طی مسافتی در آذربايجان شرقی در ناحيه منجيل گيلان به نام سفيدرود خوانده شده، به دريای خزر می ريزد.
رودهای آب گير درياچه اروميه عبارتند از:
در شمال و جبهه شمالی آن رودهای سعيد آباد، مهران رود، زين جناب و ليقوان چای.
در غرب اسكو چای، گنبر چای آذرشهر و قالاچای عجب شير.
در جنوب صوفی چای مراغه، موردی چای، ليلان چای و قوری چای ملكان.
در مشرق اوجان چای بستان آباد و قاباق چای
غير از رودهای مذكور سيلاب های فراوانی در اين منطقه جريان دارد كه به جلگه ها سرازير شده يا به رودهای دائمی می ريزند.
آب مشروب برخی از شهرها و بخش های آذربايجان و اكثر روستاهايی كه در دامنه های سهند قرار گرفته اند از اين كوهستان تامين می شود. املاح محلول در آب رودهای شمالی و شمال غربی حوضه سهند (منطقه تبريز) بين 60 تا 400 ميلی گرم در ليتر و آب رودهای حوضه جنوبی (منطقه مراغه) بين 150 تا 900 ميلی گرم در نوسان است. بدين ترتيب آب شهر تبريز كه از كوه های سهند و دره های ليقوان، هروی و بيرق تامين می شود، سبك تر و گواراتر از آب شهر مراغه است.
در دامنه های سلسله كوهستان سهند، آبادترين و پرجمعيت ترين روستاهای آذربايجان استقرار يافته اند. دره های آبرفتی خاك حاصل خيز باران و رطوبت و دمای مساعد و ييلاقی سبب تجمع انسان های فعال و زحمتكش در اين منطقه شده است.
از مهم ترين دره ها و كوهپايه های سهند می توان دره ليقوان، دره متنق، اسكو، كندوان، هرگلان، گنبر، بايندر دره سی، شاه يوردی، چينی يولاغ، چيچكلو وقرخ بولاغ را نام برد كه در سايه استقرار در دامنه های سهند و استفاده از مواهب طبيعی موجود، روستاهای آباد را به وجود آورده اند.
سهند را عروس كوهستان های ايران گويند، زيرا سطح تمام منطقه كوهستان، پوشيده از گياه و چمن و گل و مرتع بوده و در بهاران گلزاری است بی نظير و بی همتا.
مراتع سهند بهترين مكان برای ايلات و عشاير جنوب آذربايجان و منطقه بناب و مياندوآب و مهاباد به شمار می آيد. لبنيات و پنير ليقوان و عسل مرغوب در تمام روستاهای تابعه سهند و سهندآباد، محصول وجود گياهان معطر و آب و هوای كم نظير و ييلاقی سهند است.

 اين كوه با ارتفاع 3700 متر در محدوده شهرستان تبريز و در 50 كيلومتری جنوب باختری مركز شهرستان تبريز واقع شده است. جهت كوه شمال باختری - جنوب خاوری بوده و قله آن از نظر جغرافيايی در 46 درجه و 2 دقيقه درازای خاوری و 37 درجه و 44 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است.

 آجی چای يا تلخه رود با حوزه آبريزی به مساحت 8547 کيلومتر مربع، در 10 كيلومتری شمال تبريز در دره های كوه عينالی (سرخاب) جاری است. حوزه آبريز اين رود از خاور رشته كوه های سبلان، قوشاداغ اهر، بزغوش، ارسباران (كوه های گويجه بل)، قسمت سفلی كوه های گمناب و ايری داغ (كوه بزرگ شمال تبريز) از باختر ميشو داغ و از سمت جنوب خط الراس سهند می باشد. آب های دامنه های جنوبی سبلان پس از طی مسافتی وارد منطقه آبريز اين رود می شوند. شور چای از جنوب سراب و رودخانه پسلر و تاجيار سراب در ناحيه اندرآب به هم پيوسته شاخه اصلی آجی چای را تشكيل می دهند. آب اين رودخانه تا قصبه مصربان تا حدودی شيرين است ولی در ناحيه دوزدوزان به علت عبور از طبقات نمكی و قليايی مواد محلول آن افزايش يافته و شور می شود. به همين جهت به آجی چای يا تلخه رود مشهور گرديده است. رنگ آب اين رودخانه در حوالی شهر تبريز به واسطه املاح رسی و اكسيد آهن، قرمزاست.
طول رودخانه آجی چای 160 كيلومتر و جريان آن از خاور به باختر است اين رودخانه به طور متوسط 547 ميليون متر مكعب آبدهی سالانه دارد كه از باختر تبريز و در زمين های باتلاقی به سوی درياچه اروميه جريان يافته و به اين درياچه وارد می شود. دبی متوسط تلخه رود 74/8 متر مكعب در ثانيه و پرآب ترين ماه آن فروردين ماه است. آجی چای مهم ترين رود دشت تبريز است. در حوزه شمالی دشت تبريز 7 رودخانه به نام های دريان، شبستر، سيس، صوفيان، سينيخ، گونبات و باباداغی جاری است که دو رودخانه گونبات و باباداغی به آجی چای وارد می شوند و بقيه در حوزه آجی چای به درياچه اروميه می ريزند. بر روی رودخانه آجی چای در چندين محل پل های قديمی تاريخی و تازه ای ساخته اند كه يكی از اين پل ها به زمان شاه اسماعيل صفوی مربوط می شود.

 رودخانه سيد آوا (سيد آوا چای) رودخانه تقريبا پر آبی است كه آبادی سعيد آباد در كنار آن واقع شده است. منشا آب اين رودخانه که از كوه هرم داغی و از جبهه شمالی كوهستان سهند سرچشمه می گيرد، برف های سنگين كوهستان سهند است. جريان اين رودخانه جنوبی - شمالی است و در سرچشمه آن روستای ثمر خزان قرار دارد. جريان آب سيد آوا چايی در دره مننق، موجب رونق كشاورزی شده و در كناره های آن، مزارع، كشتزارها و باغ های متعددی به وجود آمده است. جاده ترانزيتی تهران - تبريز كه به موازات اين رودخانه احداث شده است به وسيله دو پل بسيار زيبا كه از نظر معماری شايان توجه هستند، از فراز آن می گذرد. اين رودخانه پس از مشروب كرد

 اين سد در 95 كيلومتری شمال خاوری تبريز و در ارتفاع 1600 متری قرار دارد و محل زيست انواع مرغابی است.

 اين كوه با ارتفاع 2442 متر در محدوده شهرستان تبريز بخش مركزی دهستان اسپران و در 30 كيلومتری شمال مركز شهرستان تبريز واقع شده است. جهت كوه جنوب خاوری - شمال باختری بوده و قله آن از نظر جغرافيايی در 46 درجه و 23 دقيقه درازای خاوری و 38 درجه و 22 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است.

ن روستاهای ثمر خزان، متنق، ايرانق و سعيد آباد وارد آجی چای می شود.

 اين تالاب در ارتفاع 2400 متری، در جنوب خاوری ارتفاعات سهند قرار دارد و 20 هكتار مساحت دارد. تالاب پوشيده از نيزار و گياهان آبزی است كه از نظر لانه گزينی پرندگانی نظير سرسبز و چنگر شرايطی مناسب دارد و به همين دليل دارای ارزش تفرجگاهی است.


آب و هوا: آب و هوای كوهستان سهند سرد و مرطوب می باشد. مقدار بارندگی ساليانه منطقه سهند را 600 ميلی متر گزارش كرده اند. اما مقدار بارندگی در دامنه های آن يعنی در ايستگاه های باران سنجی بستان آباد، زين جناب، اسفنجان، آذرشهر، عجب شير، ليقوان و صوفی چای مراغه از 400 ميلی متر تجاوز نمی كند. بيشترين مقدار بارندگی در فصول پاييز و زمستان صورت می گيرد و به طور عمده تحت تاثير جريان های هوای مرطوب مديترانه می باشد. اثر هوای مرطوب درياچه اروميه و بخارهای دريای خزر در ميزان بارندگی اين ناحيه نيز تا حدودی موثر است.

ازجمله پرندگان بومی منطقه می توان انواع كبك، اردك، ‌غاز و قرقاول را نام برد و از پرندگان مهاجر نيز پليكان، فلامينگو، انواع مرغابی، درنا، لك لك، حواصيل و … را نام برد كه در سواحل درياچه اروميه و حوالی رودخانه های استان آذربايجان شرقی زندگی می كنند.

+ نوشته شده در  جمعه بيست و پنجم فروردين 1385ساعت 0:50  توسط Taghizadeh_Zaeimzadeh  |  3 نظر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:41  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  |